پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲

اشکهای گرم ما و آههای سرد ما

کس نداند کز کجا آید مگر هم درد ما

عاقلان را کی خبر باشد زحال عاشقان

کی شناسد درد ما جز آنکه باشد مرد ما

خام بیدردی چه داند اشک گرم و آه سرد

دردمند پختهٔ باید شناسد درد ما

شهسوار عرصهٔ عشقیم گردون زیر ران

بستهٔ این چار ارکان کی رسد در گرد ما

شد گواه عقل عاقل گونهای سرخ او

شاهدان عشق ما این گونهای زرد ما

پرده برخیزد یقین گردد کدامین بهترست

عقل تن پروردشان یا عشق جان پروردما

خارما و ورد ماجور حبیب و لطف او است

نیست کسرا در جهانچون خارما و ورد ما

حرّ ما و برد ما عشقست و عقل دوربین

جنت ما حرّ ما و دوزخ ما برد ما

یکه حرف فیض را مانند نبود در جهان

جفت حرف ما نباشد غیرحرف فرد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۵غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
  3. غزل شمارهٔ ۳۶بالاروی‌ام بس که زاندازه گذشته
  4. غزل شمارهٔ ۳۷بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۸یا رب بریز شهد عبادت بکام ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۹یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۰آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۴۱جمال تست بروز آفتاب روزن ما
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.