پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

بویی ز گلشنی است به‌دل خارخار ما

باید که بشکفد گلی آخر ز خار ما

در نقش هر نگار نگر نقش آن نگار

گرچه نگار و نقش ندارد نگار ما

رفتم چو در کنارش از من کناره کرد

کر خود کناره گیر و درآرد کنار ما

کردیم از دو کون غم دوست اختیار

بگرفت اختیار ز ما اختیار ما

گوهر که هر چه کم کند از ما سراغ کن

جام جهان‌نما‌ست دل بی‌غبار ما

ما را بهار و سبزه و گلزار در دل است

از مهر جان خزان نپذیرد بهار ما

اندوه عالمی به‌دل خود گرفته‌ایم

کسی را غبار کی رسد از رهگذار ما

بر دوش خویش بار دو عالم نهاده‌ایم

کی دوش کس گران شود از بار بار ما

از یک شرار آه بسوزیم هر دو کون

یاران حذر کنید ز سوز شرار ما

روزی گل مراد بخواهد شکفت فیض

زین گریه‌های دیدهٔ شب زنده‌دار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۶بالاروی‌ام بس که زاندازه گذشته
  3. غزل شمارهٔ ۳۷بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما
  4. غزل شمارهٔ ۳۸یا رب بریز شهد عبادت بکام ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۹یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۰آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۱جمال تست بروز آفتاب روزن ما
  8. غزل شمارهٔ ۴۲ای دوای درد بیدرمان ما
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.