پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما

خرّم تر از ایام بهار است دل ما

از غیب رسد قافلهٔ تازه بتازه

آن قافله را راهگذار است دل ما

روشنتر از آئینه و آب و مه و مهر است

پاکیزه ز زنگار و غبار است دل ما

خالی نبود یکنفس از حور سرشتی

پیوسته نگارش بکنار است دل ما

هر دم رود از جا بهوای سر زلفی

آشفته تر از طرّه یارست دل ما

یک لحظه فرارش نبود لیک همیشه

در شیوه رندی بقرار است دل ما

هم صومعه هم میکده هم مسجد و هم دیر

یک معنی و بنموده هزار است دل ما

غافل منگر منبع فیض است دل فیض

گستاخ مبین مسند یار است دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۰آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۱جمال تست بروز آفتاب روزن ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۲ای دوای درد بیدرمان ما
  5. غزل شمارهٔ ۴۳ای فدای عشق تو ایمان ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۴ای در هوای وصل تو گسترده جان‌ها بال‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۵هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزال‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶لذات نماند و الم‌ها
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.