پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶

لذات نماند و الم‌ها

شادی گذرد چو برق و غم‌ها

غمناک مباش ازآن و زین خوش

چون هردو رود سوی عدم‌ها

هر حادثه‌ای که بر سر آید

هم سوی عدم کشد قدم‌ها

هر یسری راست عسر در پی

هر عسری را ز پی کرم‌ها

آخر همه خواب با خیالیست

الا به نوشتهٔ قلم‌ها

کز بهر جزای زشت و نیکو

ماند به صحیفه‌ها رقم‌ها

لذات نماند و بماند

از پیروی هوا ندم‌ها

هر محنت و هر بلا که بینی

کفّاره شمار بر ستم‌ها

اندوه چو ماحی گناهست

خوش‌تر که در آن کشیم دم‌ها

آن کن که به عاقبت بود خیر

فیض است و امید بر کرم‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸ای لال ز وصف تو زبان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۹تو و آرام و پخته کاری‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۵۰پژمرده شد دل ز آلودگی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۵۱نکردیم کاری درین بندگی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۵۲این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
  6. غزل شمارهٔ ۵۳براوج خوبی دیدم مهی شب
  7. غزل شمارهٔ ۵۴آنکه را هستی همیشه در طلب
  8. غزل شمارهٔ ۵۵در وصل تو میزنند احباب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.