پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

این چه چشمست و چه ابرو و چه لب

این چه قدست و چه رفتار عجب

این چه خطست و چه خالست و چه حسن

این چه تمکین چه جا و چه ادب

هر یکی از دگری شیرین تر

لب و دندان و دهان و غبغب

جلوه‌هایت همه آرایش ناز

غمزه‌هایت همه اسباب و طرب

حرکاتت همه موزون و بجا

سکناتت همه مطبوع و عجب

پای تا سر همه شیرین و لطیف

این چه نخلست سراپای رطب

شب هجران تو غم بر سر غم

روز وصلت همه شادی و طرب

شب اغیار زدیدار تو روز

روز من از غم هجران تو شب

شب اغیار ز تو روز و چه روز

روز فیض از تو شب آنگاه چه شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴آنکه را هستی همیشه در طلب
  2. غزل شمارهٔ ۵۵در وصل تو میزنند احباب
  3. غزل شمارهٔ ۵۶در وصل تو میزنند احباب
  4. غزل شمارهٔ ۵۷گفتمش دل بر آتش تو کباب
  5. غزل شمارهٔ ۵۸ای که چون عمر میروی بشتاب
  6. غزل شمارهٔ ۵۹زان دو چشمم مدام مست و خراب
  7. غزل شمارهٔ ۶۰گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
  8. غزل شمارهٔ ۶۱در محافل شعر میخوانم گهی با آب و تاب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.