پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

گفتمش دل بر آتش تو کباب

گفت جانها زماست در تب و تاب

گفتمش اضطراب دلها چیست

گفت آرام سینه های کباب

گفتمش اشک راه خوابم بست

گفت کی بود عاشقانرا خواب

گفتمش بهر عاشقان چکنی

گفت بر گیرم از جمال نقاب

گفتمش پرده جمال تو چیست

گفت بگذر زخویشتن در ایاب

گفتمش تاب آن جمالم نیست

گفت چون بی تو گردی اری تاب

گفتمش باده لب لعلت

گفت از حسرتش توان شد آب

گفتمش تشنهٔ وصال توام

گفت زین می کسی نشد سیراب

گفتمش جان و دل فدا کردم

گفت آری چنین کنند احباب

گفتمش مرد فیض در غم تو

گفت طوبی لهم و حسن مآب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹زان دو چشمم مدام مست و خراب
  2. غزل شمارهٔ ۶۰گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
  3. غزل شمارهٔ ۶۱در محافل شعر میخوانم گهی با آب و تاب
  4. غزل شمارهٔ ۶۲عشق پرداز ما مرا دریاب
  5. غزل شمارهٔ ۶۳بیمار زارم دریاب دریاب
  6. غزل شمارهٔ ۶۴شبی رو بحق آر ای جان مخسب
  7. غزل شمارهٔ ۶۵بده پیمانه سرشار امشب
  8. غزل شمارهٔ ۶۶سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.