پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶

در وصل تو میزنند احباب

تاب هجران نماندشان بشتاب

بی تو جان تا بکی تواند زیست

دل بیچاره چند آرد تاب

بنماآفتابرا بسی ابر

بگشا از جمال خویش نقاب

تا بمانند عاقلان حیران

خشک مغزان شوند اولواالالباب

پیشوایان شوند تازه مرید

شیب را نو کنند عهد شباب

بنده و خواجه در هم آمیزند

یتفانی العبید فی الارباب

باخودآیند بیخودان هوا

هوشیاران شوند مست و خراب

نه بصر ماند از اولوا الابصار

نه ادب آید از اولوا الالباب

اینچنین روزی ار شود روزی

لیس فیض یری والااصجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸ای که چون عمر میروی بشتاب
  2. غزل شمارهٔ ۵۹زان دو چشمم مدام مست و خراب
  3. غزل شمارهٔ ۶۰گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
  4. غزل شمارهٔ ۶۱در محافل شعر میخوانم گهی با آب و تاب
  5. غزل شمارهٔ ۶۲عشق پرداز ما مرا دریاب
  6. غزل شمارهٔ ۶۳بیمار زارم دریاب دریاب
  7. غزل شمارهٔ ۶۴شبی رو بحق آر ای جان مخسب
  8. غزل شمارهٔ ۶۵بده پیمانه سرشار امشب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.