پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

نکردیم کاری درین بندگی‌ها

ندیدیم خیری از این زندگی‌ها

از این زندگی‌ها نشد کام حاصل

درین بندگی‌هاست شرمندگی‌ها

بیا عشق ویران کن صبر و طاقت

که آسوده گردیم ز آسودگی‌ها

اگر هست خیری در آشفتگی‌هاست

که آشفته‌تر باد آشفتگی‌ها

ز زنگار عقل آیینه دل سیه شد

خوشا سادگی‌ها و دیوانگی‌ها

رهی گر به حق هست شوریدگی‌هاست

خوشا عیش سودای شوریدگی‌ها

پریشان شو از زلف‌های پریشان

مجو خاطر جمع ز آسودگی‌ها

بیا تا تلافی کنیم آنچه بگذشت

که داریم از عمر شرمندگی‌ها

بیا بعد از این فیض بیدار باشیم

که مرگست بهتر ازین خفتگی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳براوج خوبی دیدم مهی شب
  2. غزل شمارهٔ ۵۴آنکه را هستی همیشه در طلب
  3. غزل شمارهٔ ۵۵در وصل تو میزنند احباب
  4. غزل شمارهٔ ۵۶در وصل تو میزنند احباب
  5. غزل شمارهٔ ۵۷گفتمش دل بر آتش تو کباب
  6. غزل شمارهٔ ۵۸ای که چون عمر میروی بشتاب
  7. غزل شمارهٔ ۵۹زان دو چشمم مدام مست و خراب
  8. غزل شمارهٔ ۶۰گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.