پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

ای کوی تو برتر از مکان‌ها

وی گم شده در رهت نشان‌ها

سرگشته به برّ و بحر گردند

اندر طلب تو کاروان‌ها

ای غرقهٔ بحر بی‌نشانی

وان گمره وادی نشان‌ها

هر غم‌زده‌ای‌ست از تو محزون

وز تست نشان شادمان‌ها

از تست زمین فتاده بی‌خود

وز شوق تو شور آسمان‌ها

راهی به تو نیست جز ره عشق

خاصان کردند امتحان‌ها

در عالم عشق سیر کردیم

دیدیم یکان‌یکان نشان‌ها

دل بر سر دل فتاده مدهوش

تن بر سر تن سپرده جان‌ها

نزد دلدار رفته دل‌ها

سوی جانان روان روان‌ها

جان‌ها همه پا کشیده از تن

دل‌های همه کنده دل ز جان‌ها

سر بر سر نیزه‌های حسرت

تن‌ها بر خاک جان‌فشان‌ها

هرکو از عشق گفت حرفی

افتاد چو فیض بر زبان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹تو و آرام و پخته کاری‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۵۰پژمرده شد دل ز آلودگی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۵۱نکردیم کاری درین بندگی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۵۲این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
  5. غزل شمارهٔ ۵۳براوج خوبی دیدم مهی شب
  6. غزل شمارهٔ ۵۴آنکه را هستی همیشه در طلب
  7. غزل شمارهٔ ۵۵در وصل تو میزنند احباب
  8. غزل شمارهٔ ۵۶در وصل تو میزنند احباب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.