پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

تو و آرام و پخته کاری‌ها

من و خامی و بی‌قراری‌ها

پرسشم گر به خاطرت گذرد

دل بیمار و جان‌سپاری‌ها

غیر را روزهای عیش و طرب

من و شب‌های تار و زاری‌ها

بی نکویی چه بر سرش آمد

کو مراعات حق‌گذاری‌ها

پای تا سر به مهر تو بستم

یاد ایام رستگاری‌ها

شکوه بگذرام و بنالم زار

تا کند دوست غمگساری‌ها

از در عجز و مسکنت آرم

بندگی‌ها و اشکباری‌ها

شاید از رحم در دلش آرد

آه آتش‌فشان و زاری‌ها

شکوه از بخت و مهر او در دل

چه شد آرزم و شرمساری‌ها

دعوی دوستی و عرض گله

روی سخت و امیدواری‌ها

گفتی ای دل‌فکار از که‌ای

زار تو زار تو به زاری‌ها

فیض را نیست غیر تو یاری

یاریش کن به حق یاری‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱نکردیم کاری درین بندگی‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۵۲این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
  3. غزل شمارهٔ ۵۳براوج خوبی دیدم مهی شب
  4. غزل شمارهٔ ۵۴آنکه را هستی همیشه در طلب
  5. غزل شمارهٔ ۵۵در وصل تو میزنند احباب
  6. غزل شمارهٔ ۵۶در وصل تو میزنند احباب
  7. غزل شمارهٔ ۵۷گفتمش دل بر آتش تو کباب
  8. غزل شمارهٔ ۵۸ای که چون عمر میروی بشتاب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.