پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳

ای فدای عشق تو ایمان ما

وی هلاک عفو تو عصیان ما

گر کنی ایمان ما را تربیت

عشق گردد عاقبت ایمان ما

زآتش خوف تو آب دیدها

زآب حلمت آتش طغیان ما

ای بما آثار صنع تو بدید

وی تو پنهان در درون جان ما

ای تو هم آغاز و هم انجام خلق

وی تو هم پیدا و هم پنهان ما

گوشها را سمع و چشمانرا بصر

در دل و در جان ما ایمان ما

ای جمالت کعبهٔ ارباب شوق

وی کمالت قبلهٔ نقصان ما

عاجزیم از شکر نعمتهای تو

عجز ما بین بگذر از کفران ما

ای بدی از ما و نیکوئی زتو

آن خود کن پرده پوش آن ما

فیض را از فیض خود سیراب کن

ای بهشت و کوثر و رضوان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزال‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۶لذات نماند و الم‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۷ای کوی تو برتر از مکان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۸ای لال ز وصف تو زبان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۹تو و آرام و پخته کاری‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۵۰پژمرده شد دل ز آلودگی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۵۱نکردیم کاری درین بندگی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۵۲این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.