پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

ای دوای درد بیدرمان ما

وی شفای علت نقصان ما

آتشی از عشق خود در ما زدی

تا بسوزی هم دل و هم جان ما

آتشی خوشتر زآب زندگی

کان بود هم جان و هم ایمان ما

صدهزار احسنت ای آتش فروز

خوش بسوزان منتت برجان ما

خوش بسوزان ما در این آتش خوشیم

تیزتر کن آتش سوزان ما

آتشست این عشق یا آب حیات

یا بهشت و کوثر و رضوان ما

یاکه باغ و بوستان و گلشنست

یاگلست و لاله و ریحان ما

سوخت خارستان ما یکبارگی

شد گلستان کلبهٔ احزان ما

صد هزاران آفرین از جان و دل

باد هر دم فیض بر جانان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴ای در هوای وصل تو گسترده جان‌ها بال‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۵هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزال‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۶لذات نماند و الم‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۷ای کوی تو برتر از مکان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۸ای لال ز وصف تو زبان‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۴۹تو و آرام و پخته کاری‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۵۰پژمرده شد دل ز آلودگی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۵۱نکردیم کاری درین بندگی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.