پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا

وز دم و یس القرن بوئی بیاد آمد مرا

فکرتم در سر معراج نبی اوجی گرفت

قرب حق سوی بی سوئی بیاد آمد مرا

درکنار بحرعلم ساقی کوثر شدم

از بهشت معرفت جوئی بیاد آمد مرا

سوی وجه الله رهی میخواستم روشن چو مهر

زاهل عصمت یک بیک روئی بیاد آمد مرا

زلف بر رخسار خوبان دیده ام از سرکنه

اهل ایمان را سر موئی بیاد آمد مرا

در شب تاری بدل نور عبادت چون نیافت

روی حورائی و گیسوئی بیاد آمد مرا

فیض را در شاعری فکر کهن از یاد رفت

در حقیقت فکرت توئی بیاد آمد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲آن‌چه را از بهر من او خواست، آن آید مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۳یک نفس بی یاد جانان برنمی‌آید مرا
  3. غزل شمارهٔ ۲۴آفتاب وصل جانان بر‌نمی‌آید مرا
  4. غزل شمارهٔ ۲۵ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۲۶ترا سزاست خدایی نه جسم را و نه جان را
  6. غزل شمارهٔ ۲۷اگر خرند زعشاق جان سوخته را
  7. غزل شمارهٔ ۲۸بنواز دل شکسته‌ای را
  8. غزل شمارهٔ ۲۹تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.