پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

ترا سزاست خدایی نه جسم را و نه جان را

تو را سزد که خودآیی نه جسم را و نه جان را

تویی تویی که تویی و منی و مایی و اویی

منی نشاید و مایی نه جسم را و نه جان را

تویی که تای ندارد وحید و فردی و یکتا

نبود غیر دوتایی نه جسم را و نه جان را

تو را رسد که در آیینهٔ رسالت احمد

جمال خویش نمایی نه جسم را و نه جان را

تو را رسد به نسیم کلام آل محمد ص

زر از چهره گشایی نه جسم را و نه جان را

تو را رسد که هزاران هزار نقش بدایع

ز کلک صنع نمایی نه جسم را و نه جان را

ترا رسد که دو صدساله زنگ کفر و گنه را

ز لوح دل بزدایی نه جسم را و نه جان را

ترا رسد که چو جا نشد ز جسم جسم ز هم ریخت

دگر اعاده نمایی نه جسم را و نه جان را

ترا رسد که در آیینهٔ نعیم و عقوبت

به لطف و قهر در آیی نه جسم را و نه جان را

به لطف خویش ببخشا اسیر قهر خودت را

چو نیست از تو رهایی نه جسم را و نه جان را

نه‌ایم از تو جدا موج‌های بحر وجودیم

نباشد از تو جدایی نه جسم را و نه جان را

ز ما و من چون بپرداخت فیض خانهٔ دل را

تو را رسد که در آیی نه جسم را و نه جان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸بنواز دل شکسته‌ای را
  2. غزل شمارهٔ ۲۹تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
  3. غزل شمارهٔ ۳۰هر که آگه شد از فسانهٔ ما
  4. غزل شمارهٔ ۳۱ای زتو خرّم دل آباد ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۲اشکهای گرم ما و آههای سرد ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۳بویی ز گلشنی است به‌دل خارخار ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۴دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۵غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.