پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا

چون بروم زین سرا باغ و جنانی مرا

جان مرا جان توئی لعل مرا کان توئی

در دل ویران توئی گنج نهانی مرا

آن که به دل می‌دمد روح سخن هر دمم

تا نزند یک نفس بی دمش آنی مرا

شب همه شب تا به صبح هم‌نفس من توئی

روز چو کاری کنم کار و دکانی مرا

تا که به محفل دَرَم با تو سخن می‌کنم

چون که به خلوت روم مونس جانی مرا

یک نفس از پیش تو گر بروم گم شوم

چون به تو آرم پناه امن و امانی مرا

گر تو برانی مرا جان ز فراقت دهم

جان به وصالت دهم گر تو بخوانی مرا

گه به وصالم کشی گه ز فراقم کشی

گاه چنینی مرا گاه چنانی مرا

فیض به تو رو کند رو چو به هر سو کند

نور تو عالَم گرفت قبله از آنی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷اگر خرند زعشاق جان سوخته را
  2. غزل شمارهٔ ۲۸بنواز دل شکسته‌ای را
  3. غزل شمارهٔ ۲۹تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
  4. غزل شمارهٔ ۳۰هر که آگه شد از فسانهٔ ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۱ای زتو خرّم دل آباد ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۲اشکهای گرم ما و آههای سرد ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۳بویی ز گلشنی است به‌دل خارخار ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۴دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.