پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

یارا یارا ترا چه یارا

تا دل بربایی اذکیا را

این دلبری از تو نیست بالله

این فتنه ز دیگری‌ست یارا

آنکس‌که نگاشته است نقشت

بر صفحهٔ نیکویی نگارا

در پردهٔ حسن توست پنهان

دل می‌برد از بر آشکارا

از خال و خطت کتاب مسطور

داده است به‌دست دیده ما را

تا در‌نگریم و باز خوانیم

در روی تو سورهٔ ثنا را

هر جزو تو آیتی ز قرآن

هر شیوه ستایشی خدا را

هر جلوهٔ تو کند ثنا‌یی

در پرده جناب کبریا را

آیینهٔ حسن تو نماید

بی صورت و بی جهت خدا را

از فیض کسی دگر برد دل

تو بی‌خبری ز دل نگارا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵شود شود که شود چشم من مقام ترا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶درآ در عالم معنی نظر کن سوی این صحرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۷بهل ذکر چشمان خونریز را
  4. غزل شمارهٔ ۱۸بده ساقی آن جام لبریز را
  5. غزل شمارهٔ ۱۹از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۲۰از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۲۱وصل با دلدار میباید مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۲آن‌چه را از بهر من او خواست، آن آید مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.