پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

وصف تو چه میکنم نگارا

آن وصف بود ثنا خدا را

از باده کیست نرگست مست

رویت زکه دارد این صفا را

شمشاد ترا که داد رفتار

کز پای فکند سروها را

از لطف که شد تن تو چون گل

وزقهر که شد دلت چو خارا

چشمان ترا که فتنه آموخت

کز ما رمقی نماند ما را

در مملکت خرد که سرداد

آن غمزهٔ شوخ دلربا را

در چشم خوش تو کیست ساقی

کز ما پی می ربود ما را

بر دانة خال عنبرینت

آن دام که گسترید یارا

آب رخت از کدام چشمه است

کز چشم بریخت آب ما را

تیر مژه از کمان ابرو

بر دل که زند بگو خدا را

این حسن و جمال دلفریبت

از بهر که صید کرد ما را

ازشیوه یار فیض آموخت

در پرده ثنا کند خدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴اگر فضل خدای ما به جنبش جا دهد ما را
  2. غزل شمارهٔ ۱۵شود شود که شود چشم من مقام ترا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶درآ در عالم معنی نظر کن سوی این صحرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷بهل ذکر چشمان خونریز را
  5. غزل شمارهٔ ۱۸بده ساقی آن جام لبریز را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۲۰از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۱وصل با دلدار میباید مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.