پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

علم رسمی از کجا عرفان کجا

دانش فکری کجا وجدان کجا

عشق را با عقل نسبت کی توان

شاه فرمان ده کجا دربان کجا

دوست را داد او نشان دید این عیان

کو نشان و دیدن جانان کجا

کی بجانان میرسد بی عشق جان

جان بی عشق از کجا جانان کجا

کی دلی بی عشق بیند روی دوست

قطرهٔ خون از کجا عمان کجا

جان و دل هم عشق باشد در بدن

زاهدان را دل کجا یا جان کجا

دردها را عشق درمان میکند

درد را بی عاشقی درمان کجا

عشق این را این و این را آن کند

گر نباشد عشق این و ان کجا

هم سر ما عشق و هم سامان ما

سر کجائی عشق یا سامان کجا

عشق خان و مان هر بی خان و مان

فیض را بی عشق، خان و مان کجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
  2. غزل شمارهٔ ۸زخود سری بدرآرم چه خوش بود بخدا
  3. غزل شمارهٔ ۹زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا
  4. غزل شمارهٔ ۱۰از عمر بسی نماند ما را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱از دل که برد آرام حسن بتان خدا را
  6. غزل شمارهٔ ۱۲وصف تو چه میکنم نگارا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳یارا یارا ترا چه یارا
  8. غزل شمارهٔ ۱۴اگر فضل خدای ما به جنبش جا دهد ما را
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.