پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی

فیض کاشانی

غزلیات

۹۶۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱ ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲ سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳ بنشین سرو روانم بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴ از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵ از وفا نام شنیدیم همینست همین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶ جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷ سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸ ای صبا با یار سنگین دل بگو
  9. غزل شمارهٔ ۷۸۹ ای که دانی سرّ ما را مو بمو
  10. غزل شمارهٔ ۷۹۰ پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
  11. غزل شمارهٔ ۷۹۱ دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
  12. غزل شمارهٔ ۷۹۲ گر برفت اندر غمت دل گو برو
  13. غزل شمارهٔ ۷۹۳ زهر هجران می‌چِشم از من چنین می‌خواهد او
  14. غزل شمارهٔ ۷۹۴ گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
  15. غزل شمارهٔ ۷۹۵ ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
  16. غزل شمارهٔ ۷۹۶ خورشید ذره‌ایست ز نور جمال تو
  17. غزل شمارهٔ ۷۹۷ ای خدا شرمنده‌ام از کثرت احسان تو
  18. غزل شمارهٔ ۷۹۸ خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
  19. غزل شمارهٔ ۷۹۹ ای سر هر سروری در پای تو
  20. غزل شمارهٔ ۸۰۰ هستیم یکقطره از دریای تو
  21. غزل شمارهٔ ۸۰۱ بی‌پرده رخ نما که شوم من فدای تو
  22. غزل شمارهٔ ۸۰۲ تا بکی در مقام نازی تو
  23. غزل شمارهٔ ۸۰۳ جان من سخت دلربائی تو
  24. غزل شمارهٔ ۸۰۴ بر من نیستی کجائی تو
  25. غزل شمارهٔ ۸۰۵ ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
  26. غزل شمارهٔ ۸۰۶ من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
  27. غزل شمارهٔ ۸۰۷ تن بی جانم و جانم توئی تو
  28. غزل شمارهٔ ۸۰۸ قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
  29. غزل شمارهٔ ۸۰۹ ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
  30. غزل شمارهٔ ۸۱۰ راه حق را مرد باید مرد کو
  31. غزل شمارهٔ ۸۱۱ هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
  32. غزل شمارهٔ ۸۱۲ ای عاقلان دیوانه‌ام زنجیر زلف یار کو
  33. غزل شمارهٔ ۸۱۳ خبری ای صبا ز یار بگو
  34. غزل شمارهٔ ۸۱۴ میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
  35. غزل شمارهٔ ۸۱۵ دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
  36. غزل شمارهٔ ۸۱۶ عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو
  37. غزل شمارهٔ ۸۱۷ ز حق رسید ندا لا اله الا هو
  38. غزل شمارهٔ ۸۱۸ خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
  39. غزل شمارهٔ ۸۱۹ جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
  40. غزل شمارهٔ ۸۲۰ ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
  41. غزل شمارهٔ ۸۲۱ ای که دردت با دوا آمیخته
  42. غزل شمارهٔ ۸۲۲ ای ز کویت ره گذر بسته
  43. غزل شمارهٔ ۸۲۳ شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
  44. غزل شمارهٔ ۸۲۴ دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
  45. غزل شمارهٔ ۸۲۵ خدایا دلم را گشادی بده
  46. غزل شمارهٔ ۸۲۶ دل بعشق خدای یکتا ده
  47. غزل شمارهٔ ۸۲۷ من آشفته را در راه یاری کار افتاده
  48. غزل شمارهٔ ۸۲۸ دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  49. غزل شمارهٔ ۸۲۹ بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
  50. غزل شمارهٔ ۸۳۰ بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
  51. غزل شمارهٔ ۸۳۱ بار الها راستان را در حریمت بار ده
  52. غزل شمارهٔ ۸۳۲ یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
  53. غزل شمارهٔ ۸۳۳ یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
  54. غزل شمارهٔ ۸۳۴ ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
  55. غزل شمارهٔ ۸۳۵ از خودی ای خدا نجاتم ده
  56. غزل شمارهٔ ۸۳۶ بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
  57. غزل شمارهٔ ۸۳۷ دلم را ای خدا از عشق جان ده
  58. غزل شمارهٔ ۸۳۸ خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
  59. غزل شمارهٔ ۸۳۹ شهید علینا من رجونا شهوده
  60. غزل شمارهٔ ۸۴۰ هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله

متن اشعار به نقل از گنجور.