پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۰

هستیم یکقطره از دریای تو

مستیم یک نشأه از صهبای تو

گر قبولم میکنی درّ یتیم

رانیم از خود کف دریای تو

حسن تو نور دل بینای من

عشق من زیب رخ زیبای تو

چشم تو مفتون سر تا پای خود

چشم من حیران سر تا پای تو

آبروی شمع و مه را ریخت دوش

آفتاب روی بزم آرای تو

میفزاید شور بر شور دلم

چون تبسم میکند لب‌های تو

آه من از تاب آن زلف سیاه

شور من از لعل شکر خای تو

ناله‌ام از بخت مادر زاد خود

عشق من از حسن مادرزای تو

هر که سودا کرد با تو سود برد

فیض را سر رفت از سودای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۲تا بکی در مقام نازی تو
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۳جان من سخت دلربائی تو
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۴بر من نیستی کجائی تو
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۵ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۶من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۷تن بی جانم و جانم توئی تو
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۸قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۹ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.