پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۱

بی‌پرده رخ نما که شوم من فدای تو

در چشم من در آ که شوم من فدای تو

دور از چشم بد که سراپای نکوئیی

نزدیکتر بیا که شوم من فدای تو

خوب آمدی بیا که بپای تو جان دهم

دردم شود دوا که شوم من فدای تو

با من هر آنچه میکنی از لطف و قهر و ناز

هست آنهمه بجا که شوم من فدای تو

در خلد چون بناز خرامی برسم سیر

حورت کند دعا که شوم من فدای تو

بگذر ز فیض زود که دیریست داریش

در وعده لقا که شوم من فدای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۳جان من سخت دلربائی تو
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۴بر من نیستی کجائی تو
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۵ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۶من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۷تن بی جانم و جانم توئی تو
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۸قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۹ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۰راه حق را مرد باید مرد کو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.