پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۰

راه حق را مرد باید مرد کو

توشهٔ آن درد باید درد کو

چهرهٔ گلگون درینره کی خرند

زرد باید روی روی زرد کو

اشک باید گرم باشد آه سرد

اشگ گرم ایجان و آه سرد کو

فرد میباید شدن از غیر او

سالکی از ما سوی الله فرد کو

در ره او گرد می‌باید شدن

آنکه گردد در ره او گرد کو

یار کی همدرد باید راه را

ای دریغا یار کی همدرد کو

پرورش باید ز عشق دوست جان

فیض را از عشق جان پرورد کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۲ای عاقلان دیوانه‌ام زنجیر زلف یار کو
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۳خبری ای صبا ز یار بگو
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۴میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۵دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۶عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۷ز حق رسید ندا لا اله الا هو
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۸خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۹جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.