پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۸

خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه

بر امید احسانی آمدم بدین درگاه

حسن کم نمی‌گردد ناامید مپسندم

خستهٔ گدائی را از درت مران ای شاه

جز ره تو راهی نیست ز درت پناهی نیست

جز تو پادشاهی نیست لا اله الا الله

چون روم من از کویت چون به جز ره و رویت

هیچ جا نه بینم روی هیچ جا نیابم راه

تا بچند ریزم اشک تا بکی خورم حسرت

ای فراق تو خون ریز وی فراق تو جانکاه

لطف کن مرا جامی از شراب مستانت

تا ز راه لا آیم تا سرای الا الله

وامگیر از فیضت فیض خویش را یکدم

ای ز دامن وصلت دست عاشقان کوتاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۰ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای که دردت با دوا آمیخته
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۲ای ز کویت ره گذر بسته
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۳شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۴دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۵خدایا دلم را گشادی بده
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۶دل بعشق خدای یکتا ده
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.