پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۵

خدایا دلم را گشادی بده

دکان غمم را کسادی بده

بده شادئی از پی شادئی

گشادی پس هر گشادی بده

چو دادی مرا کشتی اهل بیت

سوی کعبه خویش یادی بده

دلم لوح و الهام حق کلک آن

ز امداد لطفت مدادی بده

ز قرآن بدستم خطی دادهٔ

بچشمم ازین خط سوادی بده

ره آخرت بس دراز است و دور

بقدر درازیش زادی بده

ز پا اوفتد گر نگیریش دست

ز توفیق دلرا سنادی بده

دلم لرزد از خوف روز جزا

ز امید فضل اعتمادی بده

ز حکم خرد سرکشی می‌کند

هوا را بلطف انقیادی بده

بسی میرود بر من از من ستم

مرا یا رب از خویش دادی بده

مرا دایم از من فراموش دار

ز خود هر نفس تازه یادی بده

ندانم ترا بندگی چون کنم

ز عشق خودت اوستادی بده

ز عقلم عقالیست بر پای دل

بعشقت دلم را گشادی ده

هدایت چو کردی بحق فیض را

باحکام شرعش قیادی بده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۱بار الها راستان را در حریمت بار ده
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۲یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۳یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.