پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۱

بار الها راستان را در حریمت بار ده

جان آگاهی کرامت کن دل بیدار ده

روح پاکی را که شد آلودهٔ لوث گنه

بادهٔ ناب طهور از جام استغفار ده

واصلان را محو کن اندر جمال خویشتن

سالکان را جان هشیار و دل بیدار ده

یکنظر کن در جهان آب و گل از روی لطف

دوستان را گل برافشان دشمنان را خار ده

اهلِ گِل را روز روز ، از زور و زَر مَعمور دار

اهلِ دِل را در دلِ شب ، ناله هایِ زار دِه

در دل بی‌سیرتان آتش بر افروز از جحیم

نیکوان را جان خرم چهرهٔ گلنار ده

آن یکی را در وصالت عارض چون ارغوان

و آن دگر را در فراقت دیده خونبار ده

دوستان را ده لوای عز و تاج افتخار

دشمنان را ژندهٔ دل و لباس عار ده

هرکسی را هرچه می‌خواهد دلش آماده کن

عاشقان را بار ده افسردگان را کار ده

فیض را چون ره نمودی سوی خود از روی لطف

مرحمت فرما ز عشقش مرکب رهوار ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۳یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۵از خودی ای خدا نجاتم ده
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۶بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۷دلم را ای خدا از عشق جان ده
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۹شهید علینا من رجونا شهوده
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۰هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.