پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۵

از خودی ای خدا نجاتم ده

زین محیط بلا نجاتم ده

یکدم از من مرا رهائی بخش

از غم ما سوی نجاتم ده

دلم از وحشت جهان بگرفت

زین دیار فنا نجاتم ده

نفس اماره قصد من دارد

زین دم اژدها نجاتم ده

داد خاکسترم بباد هوس

از بلای هوا نجاتم ده

صحبت عامه سوخت جانم را

ز آتش بی‌ضیا نجاتم ده

خلقی افتاده در پی جانم

زین ددان دغا نجاتم ده

جهل بگرفته سر بسر عالم

زین جنود عما نجاتم ده

نتوانم ز راستی دم زد

زین کجان دغا نجاتم ده

غرقه در بحر غم شدم چون فیض

میزنم دست و پا نجاتم ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۷دلم را ای خدا از عشق جان ده
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۹شهید علینا من رجونا شهوده
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۰هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۱سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۲گرفتم ملک جان الحمدالله
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۳شدم آگه ز راه الحمدالله
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۴ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.