پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۶

بدل گفتم سوی دلبر نشان ده

نشانی سوی عیش جاودان ده

نشان گفتا سوی او عشق و مستی است

حجاب خود خودی ترک همان ده

شدم نا بر در میخانه عشق

که مسکینم مرا می رایگان ده

نخستم کن توانائی کشیدن

توانا چون شدم تا میتوان ده

روانم جفت کن با دختر زر

بطاق ابروی پیر مغان ده

بچشمم مست ساقی کرد اشارت

که یکساغر بدین بی خان و مان ده

گرفتم ساغری از وی کشیدم

بگفتم یا رب از خویشم امان ده

بگفتا گر امان خواهی چو مردان

طلاق این جهان و آنجهان ده

چوفیض از هر دو عالم رو بگردان

بحق رو آر و ترک این و آن ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۹شهید علینا من رجونا شهوده
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۰هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۱سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۲گرفتم ملک جان الحمدالله
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۳شدم آگه ز راه الحمدالله
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۴ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۵ساقی باقی ما داد صلا بسم الله
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.