پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۴

ای دوست بیا که طاقتم طاق شده

جان و دل و دین بوصل مشتاق شده

شبها تا کی شمارم اختر گوئی

جسمم همه وقف این کهن طاق شده

جان مانده ز فکر و ذکر و تن هم ز عمل

بر دوش روان بار بدن شاق شده

نه صبر بدل مانده نه قوت ببدن

اعضای رئیسه روح را عاق شده

اجزای تنم ز یکدگر پاشیده

شیرازه گسسته دفتر اوراق شده

گفتن باشاره رفتنم با دست است

مژگانست زبان و ساعدم ساق شده

چندی غم و خرمی بهم میخوردم

هر جرعه کنون غمیست راواق شده

حالی دارم که هرکه بر من گذرد

تا دیده سراسر همه اشفاق شده

ای فیض بیا ز شکوه بگذر تن زن

اینست که جان گذشته و چاق شده

این ظلمت ظاهر بعدم گشته روان

باطن ز ثنای قدس اشراق شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۶بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۷دلم را ای خدا از عشق جان ده
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۹شهید علینا من رجونا شهوده
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۰هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۱سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۲گرفتم ملک جان الحمدالله
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۳شدم آگه ز راه الحمدالله
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.