پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۶

دل بعشق خدای یکتا ده

قطره‌ای را راهی بدریا ده

تا نماند ز عاشقان اثری

خاک مجنون بآب لیلی ده

جان فرهاد وقف شیرین آر

دل وامق بمهر عذرا ده

کنده تن ز پای جان بردار

مست و شوریده سر بصحرا ده

ساقیا جرعهٔ خرد سوزی

بمن رند بی سر و پا ده

صاف اگر نیست دردی بمن آر

هستی از مستیم بیغما ده

زاهدانرا بهشت و حور و قصور

عاشقان را بنزد خود جاده

دلم از فرقتت بجان آمد

جان من یکدمک دلم واده

تا بسوزد ز تاب رخسارت

فیض را دیدهٔ تماشا ده

زاهدا دل بده بقصهٔ عشق

آهن کهنه را بحلوا ده

تا کی از هر هوا بتی سازی

دل بعشق خدای یکتا ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۱بار الها راستان را در حریمت بار ده
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۲یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۳یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۵از خودی ای خدا نجاتم ده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.