پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۸

دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده

دلم را با بلا و محنت و غم کار افتاده

ز بزم روح افزای وصال یار خود مانده

بزندان فراق و صحبت اغیار افتاده

رقیبان جمله در عیشند و آسایش بکام دل

منم در کوی او بیمار و بی تیمار افتاده

ندارم دست و پای زاری و اسباب غمخواری

که دست و پای زاری نیز چون من زار افتاده

نمیدانم چه گویم چون کنم با درد بیدرمان

زبان و دستم از گفتار و از کردار افتاده

همه کس عافیت یابند از لطف حبیب خود

من از لطف حبیب خویشتن بیمار افتاده

بنزد سید خود بندگان را عزتی باشد

دریغ از من بنزد سید خود خوار افتاده

ز بس از جا سبک خیزد به تار موئی آویزد

دل هر جائیم از دیدهٔ خونبار افتاده

بفریاد دل زارم رس ای دلدار دلداران

ببویت فیض در دنبال هز دلدار افتاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۱بار الها راستان را در حریمت بار ده
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۲یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۳یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۵از خودی ای خدا نجاتم ده
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۶بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۷دلم را ای خدا از عشق جان ده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.