پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۳

شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته

تو گذر کنی نگوئی تو کئی چرا نشسته

ز تو کار بسته دارم دل و جان خسته دارم

بدر طبیب عشقم بامیدها نشسته

چه شود همین تو باشی ره مدعی نباشد

من و شمع ایستاده تو بمدعا نشسته

ز دو چشم نیم خفته باشاره نکته گفته

که برد دل نهفته بکمین ما نشسته

بتو کی رسد نگاهم که ز زلف و چشم و ابرو

برهش سلاح داران همه جابجا نشسته

بتو چون رسد فغانم چو پر از صداست کویت

ز فغان داد خواهان که براهها نشسته

همه رنج و محنت و غم همه درد و سوز و ماتم

سپه بلای عشقت چه بجان ما نشسته

ره خیر ا گر بپوئی دل خستهٔ بجوئی

چو ملک چو حور بینی بدر دعا نشسته

چو ز دست فیض آید به جز از فغان و ناله

چکنم بغیر زاری من در بلا نشسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۵خدایا دلم را گشادی بده
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۶دل بعشق خدای یکتا ده
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۱بار الها راستان را در حریمت بار ده
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۲یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.