پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۱

ای که دردت با دوا آمیخته

در غمت بس خرمی انگیخته

با تو تا پیوند محکم کرده‌ام

رشتهٔ جان از جهان بگسیخته

مهر تو بگرفته سر تا پای من

عشق تو با جان و دل آمیخته

بر درخت عشق در باغ دلم

میوه‌های گونه گون آویخته

دیدهٔ گریانم از دریای عشق

در کنار درّ و گوهر ریخته

کهنه غربال فلک بر سر مرا

نو بنو غم بر سر غم ریخته

هم ز دردت کن دوا این درد فیض

ای ز دردت صد دوا انگیخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۳شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۴دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۵خدایا دلم را گشادی بده
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۶دل بعشق خدای یکتا ده
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.