پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۰

ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه

بآب مغفرت ما بشوی لوث گناه

بهر طرف بمپوی و ز دیو راه مجوی

ز ما چو دور شوی یکقدم شوی گمراه

گر آرزوت شود رفعت شهنشاهی

بیا جبین مذلت بنه بدین درگاه

بنال بر در ما تا بجوش آید رحم

بزار بر در ما تا بروید اشک گیاه

بگیر توشهٔ تقوی برای راه نجات

ز حرص گیر کنار و بزهد آر پناه

طمع مکن ز کسی و مشو ذلیل خسی

ز فضل ما بطلب هرچه باشدت دلخواه

کمر بخدمت ما بند روز و شب از جان

بهرچه امر کنیمت بگوی بسم‌الله

بهر دری که بخوانیم از آن درآ بر ما

بهر درت که نمائیم پیش گیر آن راه

نجات خویش ز غرقاب جهل خواهی فیض

بجان نصیحت پروردگار دار نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۲ای ز کویت ره گذر بسته
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۳شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۴دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۵خدایا دلم را گشادی بده
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۶دل بعشق خدای یکتا ده
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.