پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۵

دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو

گل ز رخش بچین بچین تازه بتازه نو بنو

ای مه من بیا بیا در دل من درآ درآ

مهر خودت به بین به بین تازه بتازه نو بنو

مهر دگر بهر زمان در دل و سینه می نشان

در دل و دیده می نشین تازه بتازه نو بنو

جان بخیال آن دو لب هر نفس آورم بلب

تا کنمت فدا چنین تازه بتازه نو بنو

فیض اسیر ناتوان سوخت در آتش غمان

میکنیش دگر غمین تازه بتازه نو بنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۷ز حق رسید ندا لا اله الا هو
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۸خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۹جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۰ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای که دردت با دوا آمیخته
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۲ای ز کویت ره گذر بسته
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۳شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۴دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.