پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۳

خبری ای صبا ز یار بگو

سخنی چند از آن دیار بگو

از کسی گو قرار برد از دل

بر بی‌صبر و بی‌قرار بگو

یا ز من سوی او ببر خبری

حال این خستهٔ نزار بگو

خبر دیگران چه او پرسد

حرف من نیز زینهار بگو

ور ز من پرسد او و از غم من

حال زار دل فکار بگو

ور به بینی که گوش میدارد

از غم هجر بی‌شمار بگو

ور به بینی به تنگ می‌آید

کم کن از روی اختصار بگو

باز از هرچه بگذرد آنجا

خبری سوی فیض آر بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۵دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۶عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۷ز حق رسید ندا لا اله الا هو
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۸خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۹جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۰ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای که دردت با دوا آمیخته
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۲ای ز کویت ره گذر بسته
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.