پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۲

ای عاقلان دیوانه‌ام زنجیر زلف یار کو

بر شعلهای شوق دل پروانه‌ام دلدار کو

دل مست او جان مست او تن هم سرا پا مو بمو

در جملهٔ ذرات من یکذره هشیار کو

دل رفت جان هم میرود روح روان هم میرود‌

جانانه را آگه کنید آن دلبر غمخوار کو

دل بستم اندر زلف او واعظ ز دستم دست شو

کافر شدم کافر شدم زنار کو زنار کو

قربانیم قربانیم عید وصال او کجاست

مشتاق جانم افشانیم آن غمزهٔ خونخوار کو

گیرم بر اندازی نقاب بنمائی آنرخ بی‌حجاب

لیکن سرت گردم مرا یارائی دیدار کو

گفتم که چون بینم ترا شرح غم دل سر کنم

آندم که بینم روی او آن طاقت گفتار کو

شب با خیال زلف تو کی خواب آید فیض را

در خواب هم کی بینمت آندولت بیدار کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۴میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۵دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۶عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۷ز حق رسید ندا لا اله الا هو
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۸خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۹جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۰ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۱ای که دردت با دوا آمیخته
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.