پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۵

ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو

چشمت مرساد از کس هی هی چه نکوئی تو

یا رب چه جمالست این یا رب چه کمالست این

از توبه نپرسد کس هم خود نه بگوئی تو

چشمم نگران سویت دل میتپد از خویت

ای روی چه روئی تو ای خوی چه خوئی تو

من میشنوم بوئی از حلقه گیسوئی

کز دست بِبُردَستم ای بوی چه بوئی تو

یا رب ز چه می بود آنک ایزد بسبویت کرد

مست عجبم کردی آیا چه سبوئی تو

گشتم ز میت چون مست خود کوزهٔ من بشکست

وانگاه نظر کردم دیدم همه اوئی تو

ای فیض مکن اسرار نزد کر و کور اظهار

چون گوشی و هوشی نیست بیهوده چگوئی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۷تن بی جانم و جانم توئی تو
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۸قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۹ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۰راه حق را مرد باید مرد کو
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۱هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۲ای عاقلان دیوانه‌ام زنجیر زلف یار کو
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۳خبری ای صبا ز یار بگو
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۴میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.