پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۴

بر من نیستی کجائی تو

ای که یکجا دمی نیائی تو

آتش هجر تو کبابم کرد

سوختم این چنین چرائی تو

ای سراپا چنانکه می‌باید

وی که هستی چنانکه بائی تو

نیک محبوب دلربائی لیک

بی‌وفائی عجب بلائی تو

گل نچینند عاشقان ز درخت

ای ز خود بی‌خبر کرائی تو

گرچه من نیستم سزای تو لیک

بی‌وفائی عجب بلائی تو

فیض دیوانه میکند فریاد

بر من نیستی کجائی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۶من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۷تن بی جانم و جانم توئی تو
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۸قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۹ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۰راه حق را مرد باید مرد کو
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۱هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۲ای عاقلان دیوانه‌ام زنجیر زلف یار کو
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۳خبری ای صبا ز یار بگو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.