پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۷

سوختم از جفات من حق وفا که همچنین

ز آتش دل گداخت تن جان شما که همچنین

هر که بپرسدت چسان روز شود شب کسان

پرده ز چهره برفکن رو بگشا که همچنین

گویم اگر چسان فتد نور بعالم از رخی

خور منما که همچنان رخ بنما که همچنین

دم ز قیامت ارزنم قامت خود بمن نما

فتنه چگونه میشود خیز بیا که همچنین

گویم اگر چسان رود جان ز تن از برم برون

جان بتن آیدم چسان در برم آ که همچنین

حرف شکر اگر رود خنده بزیر لب بیار

ور ز گهر سخن رود لب بگشا که همچنین

راه سروش بسته شد ناطقه را دهان ببند

کس برسد دگر تو فیض باز سرا که همچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۹ای که دانی سرّ ما را مو بمو
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۰پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۱دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۲گر برفت اندر غمت دل گو برو
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۳زهر هجران می‌چِشم از من چنین می‌خواهد او
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۴گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۵ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۶خورشید ذره‌ایست ز نور جمال تو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.