پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۸

ای صبا با یار سنگین دل بگو

چون رسانیدی سلام من بگو

مستحقم من زکوه حسن را

لن تنالوا البر حتی تنفقو

من اگر هرگز نیایم بر درت

تو نگوئی که گدائی بود کو

گر بمیرم در غم عشق تو من

تو نخواهی کردم آخر جستجو

کو مروت کو وفا کو مرحمت

حق خدمتها چه شد انصاف کو

بر سر راهت فتم وز خود روم

تو نگوئی کوست این با خاک کو

من گرفتم نیستت مهر و وفا

باری از روی جفا حرفی بگو

گر سلاممرا نمیگوئی علیک

در جواب بنده دشنامی بگو

در دل من چاکها کردی بعمد

وز خطا هرگز نکردی یک رفو

پرسشی هرگز نکردی بنده را

در قفاهم بگذریم از رو برو

آهن سردی مکوب ای فیض رو

زینسخن بگذر رها کن گفتگو

آرزوی من بود این بعد از این

گر نباشد بعد از اینم آرزو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۰پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۱دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۲گر برفت اندر غمت دل گو برو
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۳زهر هجران می‌چِشم از من چنین می‌خواهد او
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۴گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۵ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۶خورشید ذره‌ایست ز نور جمال تو
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۷ای خدا شرمنده‌ام از کثرت احسان تو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.