پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۷

ای خدا شرمنده‌ام از کثرت احسان تو

شرم بر شرمم فزاید چون کنم عصیان تو

گر ببخشائی گناهان مرا از فضل خود

آب گردم از خجالت بر در غفران تو

ور حساب من کنی ای وای من ای وای من

کی تن و جان من آرد طاقت نیران تو

گاه گویم شاید این ذره نیاید در حساب

چون کنم با ذره دارد کار در استان تو

هرچه هستم از توام بهر توام ای بی‌نیاز

مظهر قهر توام یا مظهر غفران تو

هرچه دارم از تو دارم خود چه دارم هیچ هیچ

نسیتم من جز بدی مستغرق احسان تو

فیض را حد ثنایت نیست معذورش بدار

کیست او یا چیست او تا دم زند در شان تو

کی توان از عهدهٔ شکر تو بیرون آمدن

شکر نعمت نعمتی دیگر بود از خوان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای سر هر سروری در پای تو
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۰هستیم یکقطره از دریای تو
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۱بی‌پرده رخ نما که شوم من فدای تو
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۲تا بکی در مقام نازی تو
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۳جان من سخت دلربائی تو
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۴بر من نیستی کجائی تو
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۵ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۶من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.