پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۲

گر برفت اندر غمت دل گو برو

جان اگر هم شد فدایت گو بشو

حسن تو ای جان من پاینده باد

هرچه جز تو گو به قربان تو شو

من طمع از خود بریدم آن زمان

که به عشقت جان و دل کردم گرو

هر دمی جانی فدا سازم ترا

در هماندم بخشی از سر جان نو

جان نو بخشد جمالت نو مرا

کهنه را گوید جلالت که برو

هر دمم عیدی و قربان نویست

خلعتی نو، روز نو، روزی نو

دوست میخواند ترا ای فیض هان

در ره او پای از سر کن بدو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۴گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۵ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۶خورشید ذره‌ایست ز نور جمال تو
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۷ای خدا شرمنده‌ام از کثرت احسان تو
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۸خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای سر هر سروری در پای تو
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۰هستیم یکقطره از دریای تو
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۱بی‌پرده رخ نما که شوم من فدای تو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.