پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۱

دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو

همره او دلبرش میبردش سو بسو

در بدر و کو بکو میرود و میدود

در طلب یار و بار نزد وی و رو برو

در تن و در جان ما معنی ایمان ما

عاید او رک برک شاهد او مو بمو

چشمه حسنش روان بر رخ مه طلعتان

آب دهد مو بمو جای بجا جو بجو

زندگی جان و تن با دل تو در سخن

بازی غفلت مخور هرزه مپو سو بسو

دیدهٔ من دیده و عقل نه بشنیده است

سوختم از فرقتش دوست بمن روبرو

بر دلم از داغها مشعله‌ها جا بجا

بر رخم از خون دل اشک روان جو بجو

آنکه تن خویش را در ره حق کهنه کرد

میرسدش فیض حق دم بدم و تو بتو

هست در اشعار فیض شرح دل زار فیض

هر غزلی تا بتا در غم او تو بتو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۳زهر هجران می‌چِشم از من چنین می‌خواهد او
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۴گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۵ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۶خورشید ذره‌ایست ز نور جمال تو
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۷ای خدا شرمنده‌ام از کثرت احسان تو
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۸خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۹ای سر هر سروری در پای تو
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۰هستیم یکقطره از دریای تو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.