پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۱

ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین

کلبهٔ من دمی درا ناله زار من به بین

خون چکدم ز دیدها بر رخ زرد جا بجا

سوی من آ بعزم سیر نقش و نگار من به بین

شد همگی ز غصه خون از ره دیده شد برون

غرقه بخون دل شدم جیب و کنار من به بین

عشق ز دیده برد خواب از دل و جان گرفت تاب

در جگرم نماند آب رونق کار من به بین

داغ غم تو می‌برم بر سر تربتم بیا

شعله داغ غم نگر شمع مرا ز من به بین

فیض چو شکوه میکند با دل او چه کردهٔ

آینه کن ز کار خود صورت کار من به بین

هیچ وفا نمی‌کند غیر جفا نمی‌کند

روی بما نمی‌کند لطف نگار من به بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۴از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۵از وفا نام شنیدیم همینست همین
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۶جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۷سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۸ای صبا با یار سنگین دل بگو
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۹ای که دانی سرّ ما را مو بمو
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۰پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.