پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۶

با جذب دوست ای دل شیدا چگونه‌ای

ای قطره با کشاکش دریا چگونه‌ای

ای طایر خجسته پی مرغزار انس

در تنگنای وحشت دنیا چگونه‌ای

هیچ از مقام اصلی خود یاد می‌کنی

دور از دیار خویش در اینجا چگونه‌ای

کو روزگار عشرت و بزم وصال دوست

بی‌یار دلنواز از خود آیا چگونه‌ای

کو چشم مست ساقی و کو آن لب چو لعل

مخمور مانده بی می و مینا چگونه‌ای

می‌آید این سروش ز جانان نفس نفس

کای جان اسیر غربت دنیا چگونه‌ای

با موجهای قلزم هجران چه میکنی

در کام اژدهای غم ما چگونه‌ای

ز آن روزها که بود سرت در کنار ما

شبها چه یا میکنی آیا چگونه‌ای

ای در وصال ما گذرانیده سالها

امروز در مفارقت ما چگونه‌ای

بعد از وصال با غم هجران چه میکنی

با ما چگونه بودی و بی ما چگونه‌ای

ای دیده‌ای که آن گل رخسار دیده‌ای

بی آن جمال روشن و بینا چگونه‌ای

چونی در ابتلای بلای فراق فیض

ای وصل دوست داده بدنیا چگونه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶۸با تو شدم آشنا وز دو جهان اجنبی
  2. غزل شمارهٔ ۸۶۹دارد ز جفا نظام خوبی
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۰گه نقاب از رخ کشیدی گه نقاب انداختی
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۱بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۲پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۳شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۴هر نفس از جناب دوست میرسدم بشارتی
  8. غزل شمارهٔ ۸۷۵از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.