پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۹

دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی

نوش من نیش مکن هان پشیمان نشوی

دل ما ریش مکن جور ازین بیش مکن

ای جفا کیش من هان پشیمان نشوی

غیر را یار مکن یار را خوار مکن

مکن این کار مکن هان پشیمان نشوی

یار اغیار مشو دشمن یار مشو

پی آزار مشو هان پشیمان نشوی

ترک اغیار بگو ترک آزار بگو

ترک این کار بگو هان پشیمان نشوی

از خودم دور مکن دیده‌ام کور مکن

در جفا شور مکن هان پشیمان نشوی

نور چشم تر فیض مونس و غم خور فیض

نروی از بر فیض هان پشیمان نشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۱ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۲باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۳صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۴ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۵ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۶نگاه ار میکنی جان میفزائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.