پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۸

خوشا فال آن کو دوچارش شوی

خوشا ‌حال آنکو نگارش شوی

خوش آن بیدلیرا که پرسش کنی

خوش آن بی کسیرا که یارش شوی

خوش آشفته‌ایرا که آئی برش

قرار دل بی‌قرارش شوی

شفا یابد آن دردمندی که تو

انیس دل سوگوارش شوی

خوشا روز آن عاشق زار، تو

شبی آئی و در کنارش شوی

چه بیخود شود از لب و چشم تو

تو هوش دل هوشیارش شوی

شوی گاه خورشید روز خوشش

گهی شمع شبهای تارش شوی

کند فیض چون جان بقربان تو را

خوش آنکو تو شمع مزارش شوی

چه می‌آئی ایجان درین خاکدان

خوشا حال تو گر نثارش شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۰روی بنمای ای پری رخسار هی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۱ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۲باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۳صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۴ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۵ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۶نگاه ار میکنی جان میفزائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.