پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۰

روی بنمای ای پری رخسار هی

عقل را دیوانه کن دلدار هی

بلبلانت در ترنم آمدند

جلوه‌ای کن ای گل بیخار هی

دل بجان آمد مرا از هجر تو

یکدمک بنشین برم ای یار هی

جان باستقبال آمد تا بلب

بوسهٔ زان لعل شکر بار هی

بادهٔ عشق تو دارد جام دل

مشگنش دلدار هی دلدار هی

لطف کن از چشم مستت ساغری

فیض را مگذار در غم زارهی

شد دلم دیوانه در زنجیر غم

صبر تا کی ای پری رخسار هی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۲باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۳صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۴ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۵ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۶نگاه ار میکنی جان میفزائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.