پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۴

دلا بگذر ز دنیا تا ز عقبی عیش جان بینی

در این عالم به چشم دل بهشت جاودان بینی

چه از دنیا گذر کردی و در عقبی نظر کردی

بیا گامی فراتر نِه که اسرار نهان بینی

دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی

بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی

به روی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن

ز دستِ پیر، ساغر گیر تا خود را جوان بینی

چه چشمت گشت از او بینا و شد سرمست از آن صهبا

قدم نه در ره عشاق تا جان جهان بینی

جهان را جان شوی آن گه شوی اقلیم جان را سر

شوی از جانِ جان آگه حقیقت را عیان بینی

شود عرش از برایت فرش و گردد جسم بهرت جان

شود ظلمت همه نور و زمین را آسمان بینی

شوی در عشق حق فانی بمانی جاودان باقی

چه فیض از ما سوای حق نه این بینی نه آن بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۶مرحبا ای نسیم عنبر بوی
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۷مست و بی‌پروا به یغما می‌روی
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۸خوشا فال آن کو دوچارش شوی
  4. غزل شمارهٔ ۹۳۹دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۰روی بنمای ای پری رخسار هی
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۱ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۲باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۳صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.