پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۵

روی جانان مگر از دیدهٔ جانان بینی

یا مگر ز آینهٔ طلعت خوبان بینی

آن جمالی که فروغش کمر کوه شکست

کی توان از نظر موسی عمران بینی

باجابت نرسد تا تو تو باشی «ارنی»

«لن ترانی» شنوی موسی و حرمان بینی

گر تو در هستی او هستی خود در بازی

مشگل خویش در اینره همه آسان بینی

گم شو ای ذره در آن مهر که تا سر نهان

مو بمو فاش در آن زلف پریشان بینی

نیستی گیر و بمان طنطنه و هستی را

اولیا وار که تا دولت ایشان بینی

دل چه در باختی ای فیض ز جان هم بگذر

کز سر جان چه گذشتی همه جانان بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۷مست و بی‌پروا به یغما می‌روی
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۸خوشا فال آن کو دوچارش شوی
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۹دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۰روی بنمای ای پری رخسار هی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۱ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۲باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۳صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۴ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.